بابا مجتبیبابا مجتبی، تا این لحظه: 41 سال و 7 ماه و 24 روز سن داره
مامان زهرامامان زهرا، تا این لحظه: 34 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
زندگی مازندگی ما، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 24 روز سن داره

ارمغانِ بهشت

کلی خبر خوووووووب

1394/11/27 0:46
نویسنده : ارمغان بهشت
238 بازدید
اشتراک گذاری

سلام گل من

 

این روزا که من چیزی نمیگم باباییتون همش میگه نی نی میخوام ! هیپنوتیزم چرا به نظرت ؟!

 

منم ناز میکنم میگم زوده من نمیخوام خندونک البته خیلی روی سیست من حساب نکن چون جلو چشمش میرم دکتر و دندون پزشکی فردا هم میخوام برم آزمایش بدم خنده بنظرت فهمیده نازم الکی بوده؟؟ دروغگو

 

آره یه هفته ای میشه رفتم دندون پزشکی ، رفتم پر کنم اما دندون عقلمو کشید! سوال گفت درد دندونت بخاطر دندون عقله ! بازم باید برم عکس بگیرم ببینم دیگه چه مشکلی دارم

 

چند روز پیشم رفتم به پزشک زنان که خیلی دوسش دارم سر زدم و ویزیت شدم ، گفت بخاطر آنفولانزایی که گرفتی و آنتی بیوتیک هایی که خوردی و اشتباهی باکتری های مفید بدنم رو هم از بین برده عفونت کردم اما مساله ای نیست و خطرناک نیست.

قرص و چیزای دیگه دادن تا فردا خوب میشم ان شاالله

بهش گفتم برام آزمایش بارداری بنویسید، اول فکر کرد باردارم ذوق کرد بعد که فهمید آزمایش قبل بارداری رو میگم گفت  (به قول شیرازیا) مُروات رو زدم ان شاالله دفعه بعد که میای بارداری ! خندونک کلی روحیه میگیرم هروقت می رم پیششون  کاش بشه پزشک بارداریم رو هم ایشون باشه ، با اینکه محجبه نیستن اما انقدر بااخلاق و خوش رو هستن و البته با بسم الله شروع می کنه با لاحول ولا قوه الا بالله نسخه میده دست مراجعه کننده ، همین یشونم متوجه کم کاری تیروئیدم شد وگرنه همینطور پیشروی میکرد محبت خدا خیرش بده هرچی میگیره حلالش باشه و برکت بده به مالش

 

خب فردا هم که با مامان و بابام میرم آزمایش ان شاالله ،

 

راستی این ترم پروژه رو هم گرفتم زیبا، توکل به خدا . درس تخصصی عکاسی 2 رو هم که با طرح جامع تداخل داشت درخواست دادم ترم آخری دیگه جور بشه بهم بدنش که موافقت کردن حالا ببینم میشه یا نه ، خدا کنه بشه .

قرار بود این ترم طرح عملی جامع رو با یکی از اساتید که خودش داور بود برا دفاع پروژه بهمون بدن که همون نمره رو بذارن برا پروژه مون که دیگه دفاع نکنیم که ندادن، که این رو هم امروز پرسیدم گفتن با هر کدوم از سه استاد طرح عملی جامع اون درس رو بگیریم برای بچه های کارشناسی به صورت ژوژمانی نمره پروژه داده میشه خندونک نمیدونم متوجه میشی چی می گم یا نه ولی این قضیه انقدر انقدر نقدر خوشحالم کرده که از صبح که فهمیدم دارم به همه میگم خوشمزه واقعا خدا داره خجالت زدم می کنه ... هر چی من کم میذارم خدا برعکسش برام سنگ تموم میذاره ! خطا نمیدونم چرا از رو نمیرم!

 

راستی این ترم تا الان که هنوز دوتا از نمره هام نذاشتن معدلم 19/65 شده زیبا خعلی خوشحالم

این ترم به خاطر اینکه بتونم برای ترم جدید 24 واحد رو حتمی بگیرم خیلی تلاش کردم! واقعا حسرت خوردم که چرا زودتر تلاش نکردم که معدل کل م هم بالا باشه غمگین

حالا مهم نیست خندونک همین که هرچی از مدیر گروه میخوام یه نگاه به کارنامم میکنه میگه حله خیلی خوبه خخخخخ

ان شاالله این ترم تمومم البته 6 واحد عمومی دیگه میمونه که به امید خدا تابستون معرفی به استاد میگیرم و تموم  .

خب فکر ممیکنم به اندازه کلی خبر ناراحت کننده و غرغر خبر خوب بهت دادم ، البته اگر به نظرت اینطور باشه چشمک هرچی باشه پیش خدا بیشتر خوش می گذره .

راستی چند روز پیش خواب دیدم یه خانومی وسط روضه حضرت امام حسین و دعای کمیل که اونجا میدونستم هست ، بهم گفت حضرت علی اصغر باب الحواعجه ترسو راستشو بخوای یکم ترسیدم اما همه چیز رو به خدا سپردم متنظر، تو فکر میکنه معنیش چی باشه؟؟ خدا کنه به فرشته کوچولوی من ربطی نداشته باشه غمگین

 

دوستت دارم فرشته ی قشنگم ... برام دعا کن محبتبوس

پسندها (2)

نظرات (6)

یا زهرا
28 بهمن 94 2:31
سلام به وبلاگتون سر زدم مطالب جالب و مامنی دارین انشالا خدا به همه کسایی که عاشق نی نی هستن قسمت و روزی شون کنه
ارمغان بهشت
پاسخ
سلام دوست عزیز ممنونم لطف دارید ان شاالله
یا زهرا
28 بهمن 94 2:39
سلامی مجدد من از دوستان وبلاگی خاطرات عفیفه بانو بودم به وبلاگش سر میزدم و رمز مطالب خصوصیشو داشتم چند وقتی بود که نمیشد به وبلاگشون سر بزنم و رمز مطالب خصوصیشو حالا یادم رفته چن روزم هست که مطلب عمومی نذاشته.و مطالبش رو به روز نکرده.براهمین نمیشد از خودش بگیرم میخواستم مطالبش رو بخونم دیدم بیشتریاش رمزدار شده و من حالا فراموش کردم:'( لطف میکنین برام رمزش رو بفرستین اگر صلاح دونستین آدرس ایمیلمو بفرستم من وبلاگی ندارم و تنها پل ارتباطیم همین ایمیله
ارمغان بهشت
پاسخ
سلام عزیزم راستش منم رمزشو فراموش کردم میتونید توی یکی از پستای عمومی نظر بذارید و رمزشو دوباره بگیرید
یا زهرا
28 بهمن 94 2:55
ببخشین از طرفی گفتم شاید بخواین خصوصی جوابم رو بدید بنابراین بهتر دیدم که آدرس جی میلم رو بفرستم پیشاپیش ممنونم از محبتتون
مامان عفیفه
28 بهمن 94 13:46
سلام عزیزم ان شاءالله بزودی خبرنی نی روبدی بهمون
ارمغان بهشت
پاسخ
سلام عزیزم مرسی ان شاالله هروقت خدا بخواد
مامان الی
9 اسفند 94 8:57
عزيزم نميدونم چرا اين آقايون اينطوري اند من دقيقا موقعي كه آمادگي نداشتم همسؤم پاشو كرده بود تو يه كفش كه من ني ني ميخوامولي بعدش كه آزمايش قرص اسيد فوليك اين داستانها رو بشت سر گذاشتم بشيمون ميشد، يادته كه چند بار منو سر كار گذاشت، ولي من از ته ته قلبم دعا ميكنم كه ني ني زودي بياد بشينه تو دلت و زندگيتون شيرين تر بشه، يه نصحيت خواهرانه، انسانيت و خوب بودن به حجاب نيست، گاهي دور از جون شما يكي هست كه حجاب داره ولي بويي از انسانيت نبرده، خودتو زياد درگير اين مسائل نكن
ارمغان بهشت
پاسخ
سلام عزیزم معمولا خودم پشیمون میشم همیشه ، ینی می ترسم ، میگم یه وقت اذیت میشه فرشتم ! اما دیگه ترم آخرم ... ان شاالله به زودی
محجوب بانو
12 اسفند 94 1:14
سلام عزیز دلم وب خوشگلت رو با اجازه لینک کردم خیلی خوشحال میشیم تو هم ما رو لینک کنی خواهر
ارمغان بهشت
پاسخ
سلام عزیزم لطف داری چشم حتما با کمال میل